رضا اميرخاني
بسم الله الرحمن الرحيم
همونطور كه قبلا گفتم به خاطر چند تا رمان ايراني كه مورد علاقه خواهرام بود و خونده بودم فكر مي كردم همه رمانهاي ايراني همونطور سطحي اند براي همين هر وقت مي رفتم كتابخونه مي گفتم رمان خارجي چي دارين و اصلا دنبال رمانهاي ايراني نبودم تا اينكه يك روز بين 2 كلاسم تو دانشگاه 1 ساعت بيكار بودم، رفتم كتابخونه تا يك كتاب كم حجم بگيرم و فقط وقت بگذرونم، رو پيشخون يه كتابي بود به نام ارميا منم همينطوري خوندمش ولي خواندن ارميا همان و جذب شدن من به قلم اميرخاني همان. تازه فهميدم كه نه بابا كتابهاي ايراني خوب هم هست ولي گير من نيفتاده بود البته بعد از اون هم تا يكسالي اميرخاني رو نمي شناختم و البته بازم كتابهاي ايراني نمي خوندم تا اينكه بعدها بازم اتفاقي(مسئول كتابخونه بهم پيشنهاد كرد منم نخواستم رد كنم گفتم توهين ميشه بهش بالاخره اونام ديگه با سليقه من كاملا آشنا شدن) از به رو خوندم و فهميدم كه نويسندش همون نويسنده ارميا ست برا همين يه سرچي تو نت كردم و فهميدم كه اميرخاني يكي از معروفترين و بهترين نويسنده هاي ايرانيه و اتفاقا آثارش هم خيلي پر طرفداره و بعد هم شروع كردم به خوندن آثارش. آثار اميرخاني البته ژانرهاي متفاوتي از سفرنامه، داستان كوتاه، رمان، مقاله بلند و كوتاه رو شامل ميشه. كلا فكر مي كنم همه اونهايي كه با اميرخاني آشنا هستن چه خودش يا آثارش رو قبول داشته باشن يا نداشته باشن موافقند كه قلمش كم نظيره .
آثاري از امير خاني كه من تا حالا خوندم:
ارميا
از به
بيوتن
داستان سيستان
جانستان كابلستان
من او
ديگه حوصله نوشتن ندارم معرفيشون باشه براي پست هاي بعدي
پي نوشت:همونطور كه متوجه شديد چند روزيه پر كار شدم دليلش نمايشگاه كتابه.شما هم اگه كتابهاي خوبي ميشناسيد به من معرفي كنيد.