زماني براي زن بودن  

 بسم الله الرحمن الرحيم

 رماني به قلم آليس پيرسن از زبان يك مادر شاغل بسيار خواندني. به همه مخصوصا خانمها توصيه ميكنم كه بخوننش مخصوصا مادران شاغل. البته پشت جلدش نوشته مردان آزاده هم اين كتاب را بخوانند.

 بخشي از پشت جلد كتاب:

 زن بودن يعني بوي گل ، بوي طراوت. براي احساس لطافت گلبرگها و لطافت رايحه ي آنها زماني براي خود اختصاص دهيد. دمي در بوستان سرسبز زنانگي بياساييد تا براي ادامه  راه دشوار زندگي نفسي تازه كنيد...

بخشهايي از متن كتاب:

 - زنان قديمي آن قدر وقت داشتند كه كلوچه گوشت بپزند ولي مجبور بودند تظاهر كنند كه از لحاظ جنسي ارضا شده اند. حالا زنان مي توانند از پس قضيه ارضا شدن جنسي برآيند ولي مجبورند تظاهر به درست كردن كلوچه گوشتي كنند. نام اين عمل را پيشرفت نهاده اند...

 - ميگويند مردي در ماه نشسسته من ميگويم اگر زني در ماه بود هرگز نمي نشست...

 - هر مادر شاغلي كه بگويد به فرزند خود رشوه نمي دهد مي تواند صفت دروغگو را به ليست صفات خود اضافه كند...

 - مردها حتي وقتي چيزي نمي دانند سوالي نمي پرسند زيرا مي پندارند سوال پرسيدن يعني تصديق اينكه چيزهايي در دنيا هستند و آنها نمي دانند...

 - هرچه بيشتر خرج خانه مي كنيم كمتر در آن زندگي مي كنيم چون مجبوريم براي تامين مخارج آن مشغول كار باشيم...

- اگر پول به شما پاسخ داد ديگر محدوديتي براي آنچه در اين شهر بدست مي آوريد نخواهيد داشت. پول جنسيت نمي شناسد...

روان مثل آب مثل حرير

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 یک نوع از این بالاتر و بهتر هست، و آن هنری است که مطالب خودش را به طور غير مستقيم در ذهن القا مي كند؛ اين فاخرترين و بهترين هنر است؛... بينوايان ويكتور هوگو از اين قبيل است. پيام بينوايان رو به سقوط بودن تشكيلات و مناسبات اجتماعي نظام اشرافي آن روز فرانسه است. فضاحت وضع قضايي آن روز است. پايين بودن تفكر مردم آن روز است كه به گناهان كوچك از افراد ضعيف جرمهاي بزرگي مترتب مي كردند و به گناهان بزرگ از افراد قوي هيچ گونه جرمي را مترتب نمي كردند.در عين حال وقتي شما نگاه مي كنيد، پيام كتاب مثل يك حرير و مثل يك آب روان ، به تمام سلولهاي ذهن انسان مي رسد و همه آن را جذب مي كنند ؛ در حاليكه هيچ حرف واضحي هم نزده است.

... رمان می‌ماند

هنوز بهترين رمان هاي ما رمان هاي قرن نوزدهم است . در قرن نوزدهم رمان هايي نوشته شد كه نظير آن ها ديگر نيامد. در فرانسه ، در انگليس، حتي در روسيه رمان هايي نوشته شده كه هنوز تا امروز نظير آنها نيامده است . پس رمان مي ماند وگسترش هم دارد و تبيين و توصيف فوق العاده و ريز هم دارد. شما اين خصوصيات را در كدام هنر ديگر مي توانيد پيدا كنيد؟ اين خصوصيات نه در موسيقي هست، نه در سينما هست، نه در تئاتر هست،نه در شعر هست. اصلا نمي شود شبيه رمان چيزي پيدا كرد. هم ترجمه مي شود، هم همه جا مي رود، هم مي ماند،هم كهنه نمي شود.

منبع: من و کتاب، شرکت انتشارات سوره مهر، ۱۳۸۷

پي نوشت: اين نوشتم براي اونهايي كه فكر مي كنند كتاب خوب يعني فقط كتابهاي فلسفي و ديني و قلنبه سلنبه ولي به نظرمن تاثير يك رمان خوب از چنيدين كتاب تحليلي و تحقيقي بالاتره

كتاب خوب از نظر من

بسم الله الرحمن الرحيم

حداقل ويژگيهايي كه يك كتاب خوب از نظر من بايد داشته باشه :

- وقتي خوندنش تموم ميشه برات تموم نشه كتابي كه بلا فاصله بعد خوندنش بتوني يه كتاب ديگه هم بخوني يعني فقط وقتت رو پركرده.كتاب خوب حتما بايد يه مدت ذهن آدم رو با مطالبش درگير كنه...

- حداقل يك چيزي ازش ياد بگيري كه تا سالها يادت بمونه حتي در حد يك جمله يا يك عادت خوب يا ترك يك عادت بد...

- بخواين خوندنش رو به ديگران توصيه كنين

ومهمتر از همه

- روتون بشه به چند تا كتابخون بگين كه اين كتاب روخوندين

من و كتاب

بسم الله الرحمن الرحيم

اول ازهمه به همه اونهاييكه كتاب ميخونن و دغدغه كتابخواني و كتابنخواني دارن توصيه ميكنم فارغ از ديدگاههاي سياسي حتما من و كتاب رهبر رو بخونن. به اونهايي هم كه يخورده حرفه اي ترن توصيه ميكنم حتما يكي شو بخرن هم كم حجمه هم ارزون. به نظر من هر كتابخون نيمچه حرفه اي بايد يه نسخه ازش داشته باشه و هر از گاهي بهش سر بزنه و از راهكارهايي كه رهبر(نه فقط به عنوان رهبر كه به عنوان يك كتابخوان خيلي خيلي حرفه اي) برا كتاب خوندن و كتاب خون كردن ديگران دادن استفاده كنه. حتي اگه مثل من روزي  چند ساعت كتاب هم بخونين بازم وقتي اين كتاب رو ميخونين احساس ميكنين خيلي كارها بوده كه نكردين .

حالا خودم حتما بعضي از مطالبش رو تو وبلاگ ميزارم.

از لينك زير هم مي تونيد دانلودش كنيد

http://leader-khamenei.com/tag/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF%20%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%20%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%20%20%D9%85%D9%86%20%D9%88%20%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8.html

چرا وبلاگ...

بسم الله الرحمن الرحيم

از وقتي كه يادم مياد عاشق خوندن بودم ، دليلش هم نميدونم ، ولي فكر كنم ژنتيكي بود چون پدرمم هميشه در حال خوندنه. از همون ابتدايي و راهنمايي با اون كه مدرسه مون كتابخونه درست و حسابي نداشت من هميشه دنبال اين بودم كه كتابي روزنامه اي مجله اي چيزي گير بيارم و بخونم اما چون سنم كم بود و خودم نميتونستم انتخاب كنم كتابهايي كه خواهرام از كتابخونه مي گرفتن ميخوندم .بيشتر وقتهام مي گفتن اين كتابها مناسب سن تو نيست منم يواشكي وقتي خواهرام خواب بودن عصرها يا حتي نصف شبها كتابها رو از كشوشون برميداشتم ميخوندم ميدونم كار زشتي بود ولي خب چيكار كنم چهارتايي تمام وقت كتابها رو ميگرفتن دستشون و جلو چشمم با اشتياق ميخوندن شما بودين چيكار ميكردين؟(هميشه خونوادم با من دعوا داشتن كه چرا تو وقتي همه خوابن بيداري تازه وقتي كه همه  بيدار ميشن ميخوابي خب فكر كنم ريشه اش تو همين مسئله بود). خونه ما اينجوريه كه من و خواهر اولم سليقمون تو فيلم و كتاب يه خطه ،سومي وچهارمي سليقشون 180 درجه با ما فرق ميكنه دومي هم كلا في مابينه(من آخريم).  متاسفانه  خواهر بزرگم خيلي زود براي دانشگاه و بعد كار و بعد هم ازدواج رفت تهران و من موندم و سليقه كج و كنجول خواهرهاي ديگم فقط همين رو بگم كه به خاطر 2 تا رمان  ايراني كه اون موقع اونها از كتابخونه گرفتن و به من هم دادن بخونم از وقتي كه خودم عضو كتابخونه شدم ديگه اصلا رمان ايراني نخوندم تا 2 سال پيش كه خيلي اتفاقي كتاب ارميا رو خوندم و تغييرنگرش دادم...

خلاصه همه اينهاروگفتم تا برسم به اين كه چرا اين وبلاگ رو راه انداختم گاهي حسرت ميخورم كه چرا وقتم رو برا خوندن بعضي كتابهاي بي ارزش هدر دادم و بجاش كتابهاي خوبي هستن كه هنوز نرسيدم بخونم. دليلشم اين بود كه كسي نبود كتابهاي خوب بهم معرفي كنه و منم مجبور بودم با آزمون و خطا پيش برم. براي همين گفتم حالا من خودم بيام يه وبلاگ بزنم و توش كتابهايي كه ارزش خوندن دارن رو به امثال خودم معرفي كنم و كلا يه قدمي در راستاي كتابخواني و مهمتر از اون كتاب خوب خواني در جامعه بردارم.

از همين اول بگم من همون قدر كه عاشق خوندنم از نوشتن متنفرم براي همين هميشه هم تو املا مشكل داشتم هم تو انشا الانم فقط چون ديدم جامعه بشري به من احتياج داره اومدم توميدون اين رو گفتم كه  بعد هي تذكر ندين و اشكال نگيرين. بجاش به محتوا بپردازين.